پرده اول: به نظرم آن  چیزی که  انسان ها را به هم دیگر نزدیک می کند و یا آن  ها را در یک گروه خاص قرار می دهد منافع مشترک است. مثلا اینکه ما به همدیگر می گوییم هم وطن از این جا نشات می گیرد که همگی ما به عنوان ایرانی دارای منافع مشترک ملی می باشیم.

پرده دوم: دیروز خانم شیرین عبادی بیانیه بسیار زیبا و انسان دوستانه ای از طرف کانون مدافعان حقوق بشر صادر کرد که در آن از تمام ایرانیان خواسته شده که دست به خشونت نزنند و به این برادر کشی که بین طرفداران دولت و معترضان به نتایج انتخابات درگرفته پایان دهند. این بیانیه واقعا تاثیر گذار بود و می تواند مورد توافق هر دو طرف موافق و مخالف قرار گیرد.

پرده سوم: حالا برگردیم به پرده اول، آیا اگر دو نفر با هم منافع مشترک نداشته باشند باز هم می شود آنان را در یک گروه قرار داد؟ مثلا اگر من با همسایم هیچ منافع مشترکی نداشته باشیم باز هم می توان ما را همسایه خواند؟ این که خانم عبادی کشتن معترضان نتایج انتخابات به دست عده ای دیگر را برادر کشی می نامد آیا درست است؟ آیا این دو جناح فارغ از اینکه کدام حق است و کدام ناحق، منافع مشترک در حدی  دارند که بتوان آنها را برادر نامید؟ آیا مسایلی مانند دین و استقلال کشور در این بین به عنوان منافع مشترک وجود دارند یا فقط دستاویزی برای رسیدن به اهداف مان می باشند و از آنها سو استفاده یا بهتر بگویم استفاده ابزاری می شود؟

و پرده آخر: به نظرم منافع مشترک این دو گروه آن چنان ناچیز شده که دیگر نمی توان آنان را برادر خواند.....