تبليغاتX
روزنه ایران
بیان دلتنگی ها

خبرش چون پتک رسید....پتکی که یک راست روی سرم فرود آمد...هنوز گیج و منگم...هنوز به خاطراتمان می اندیشم و افسوس می خورم...دیروز به خاک سپردیمش. تک و تنها رهایش کردیم با خاک سرد. کار سختی بود. آخر او از تنهای متنفر بود. همه اش می گفت درو هم جمع شویم، ولی ما تنها رهایش کردیم و رفتم تا نوبت دیگری برسد و باز افسوس بخوریم.

در مردگان خویش نظر می بندیم با طرح خنده ای             و نوبت خود را انتظار می کشیم بی هیچ خنده ای

16/08/88

در نیست

راه نیست

شب نیست

ماه نیست

نه روز و

,نه آفتاب

ما

بیرون زمان

ایستاده‌ایم

با دشنه‌ی تلخی

.در گرده‌های‌مان

هیچ کس

با هیچ کس

سخن نمی‌گوید

که خاموشی

به هزار زبان

.در سخن است

در مردگان خویش

نظر می‌بندیم

با طرح خنده‌ای

و نوبت خود را انتظار می‌کشیم

بی‌هیچ

!خنده‌ای

 

احمد شاملو

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 11:50  توسط وحید گلشاییان  | 

مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد که « والله، بالله من زنده ام! چطور می خواهید مرا به خاک بسپارید؟»

اما چند ملا که پشت سر تابوت هستند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم کرده و می گویند: « پدرسوخته ی ملعون دروغ می ‌
گوید. مُرده !»

مسافر حیرت زده حکایت را پرسید. گفتند: «این مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که ُمرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند. حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی افتد. این است که به حکم قاضی به قبرستانش می‌بریم، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا ً جایز نیست!» 

کتاب کوچه /ب2/ص1463

 

راستی جریان اون ۵/۱۸ میلیارد دلار مکشوفه در ترکیه چی شد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 12:36  توسط وحید گلشاییان  | 

گرچه  سخت دل تنگ روزهای نسبتا آزاد دوران اصلاحات هستم

گرچه دلم حال و هوای شور قبل از انتخابات را کرده

گرچه داغ دار عزیزان به خاک و خون کشیده ام هستم

گرچه تحقیر شده ام

گرچه امیدم کمرنگ شده است

گرچه زندگیم فیلتر شده

گرچه صدایم خاموش شده

گرچه خواننده ی محبوبم بی صدا شده

گرچه نویسنده محبوبم بی قلم شده

ولی در عوض به رایم افتخار می کنم

به میرحسین ام افتخار می کنم

به ملتم افتخار می کنم

به اینکه به مردم دنیا نشان دادم که من از نسل کوروشم و هنوز فرهنگ او در بین ما جاریست افتخار می کنم

به اینکه ثابت کردم انتخابم بین بد و بدتر نبود افتخار می کنم

به اینکه یک خوب را انتخاب کردم افتخار می کنم

به اینکه همه ملتم با هم دوست شدند افتخار می کنم

به اینکه دیگر کسی نمی تواند چهره کریه خود را در پس نقاب زیبای دموکراسی مخفی کند افتخار می کنم

به فرهنگم افتخار می کنم

به ایرانم افتخار می کنم

به ایرانی بودنم افتخار می کنم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 17:24  توسط وحید گلشاییان  | 

این حرف دل بسیاری از ایرانی هاست بعد از اعلام نتایج انتخابات از زبان یک دوست:

 

همیشه فکر میکردم اصلاح، شیوه روشنفکران است و انقلاب، شیوه رفتار شتابزدگانی که حوصله حرکتهای تدریجی ندارند.

 

اما اکنون میفهمم انقلاب، درمان دردی است که مردم حس میکنند حوصله و اصلاح، آن را کفایت نمیکند.

 

وقتی امیدی به تغییر نیست، وقتی چیزی مینویسی و چیز دیگری میخوانند، وقتی حرفی میزنی و حرف دیگری میشنوند، آنوقت روشنفکر هم مانند مانند مردم کوچه و بازار، وسط خیابان می ایستد: در انتظار حمله آمریکا!

 

بقیه مطالب او را در وبلاگ خودش بخوانید:

http://www.toforget.persianblog.ir/


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 12:0  توسط وحید گلشاییان  | 

شوری که این روزها در ایران به پا شده است به نظر من اصلا قابل مقایسه با هیچ انتخاباتی در 30 سال و بلکه 50 سال گذشته نیست. مردم برای ابراز ناراحتی از وضع موجود دست به کار شده اند و هر شب در خیابان ها شعار در حمایت از نامزدهای اصلاح طلب می دهند. البته طرفداران دولت فعلی هم صحنه را خالی نگذاشته اند و از سیاستهای دولت حمایت می کنند ولی عجیب اینکه همه حرکات با آرامش پیش می رود و درگیری خاصی دیده نمی شود. این یعنی آغاز حرکت به سوی دموکراسی. این یعنی حرکتی که از زمان خاتمی آغاز شد و کسی جلودار آن نشد. این یعنی پیروزی اصلاحات فارغ از هر نتیجه ای در انتخابات. این یعنی معنای مردم سالاری.

این روزها نقش کسانی که رای نمی دهند و با بهانه های واهی خود را از این فرآیند رو به جلو جدا می سازند بیشتر نمایان می شود. این ها همان روشنفکر نماهایی هستند که فقط دوست دارند روی موجی سوار بشوند که دیگران به پا کرده اند. از مواهب دموکراسی استفاده کنند بدون اینکه خود را به زحمت بی اندارند و هزینه آن را بپردازند.

همه با هم یک بار دیگر در افکار خود تجدید نظر کنیم و راه درست دموکراسی را پیش بگیریم....جمعه همه با هم پای صندوق های سبز.....

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:33  توسط وحید گلشاییان  | 

کروبی هر آنچه را لازم بود به احمدی نژاد گفت. دروغ و مردم فریبی در ارایه آمار، عدم معین کردن موضوعات 300 میلیارد تومان هزینه ی بدون سند شهرداری، پرونده تخلفات مالی در زمان مسوولیت احمدی نژاد در استان اردبیل و همچنین موضوع وام۰ 40 میلیارد تومانی صادق محصولی که خود او هم همین موضوع را تایید کرده و آن را امانت امام زمان در دستانش دانسته، از موضوعاتی است که رییس جمهور به آن پاسخی نداد. احمدی نژاد آماری تمام دروغ را به مردم کوچه و روستا اعلام کرد. آقای رییس جمهور به درآمد بی سابقه نفتی و بر داشت بی قاعده و قانون از صندوق ذخیره ارزی نیز اشاره ای نکرد.

آقای احمدی نژاد موضوع موضوع 300 میلیارد را روشن کن!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 0:12  توسط وحید گلشاییان  | 

عالی بود. احمدی نژاد با تهمت های بی اساس و روش خاله زنکی مناظره خود تیر خلاص را به خود زد. نام بردن از افرادی که توسط هیچ دادگاهی محکوم نشده اند و در ضمن در مناظره هم حضور ندارند به عنوان مفسدین اقتصادی بدترین تاثیر را برای احمدی نژاد دارد. توهین به رای 24 ساله مردم در 4 دولت قبلی سیاه ترین نقطه سخنان احمدی نژاد بود.

دروغ پردازی و تهمت زدن های بی اساس تنها نکات مناظره احمدی نژاد بود. تبریک به آقای موسوی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 0:32  توسط وحید گلشاییان  | 

قبل از همه اینکه من طرفدار نامزدهای اصلاح طلب هستم. بعد اینکه کروبی به جای جلسه مناظره به جلسه مصالحه آمده بود و فقط نظریات رضایی را تایید می کرد که این نشان از روحیه سازش کروبی در مواقعی که نیاز به ایستادگی هست  دارد و یاداور زمان تصویب قانون مطبوعات در مجلس ششم بود که با حکم حکومتی از دستور مجلس خارج شد و آقای کروبی سر سازش فرود آورد و نسخه مطبوعات آزاد را برای همیشه بست.

گرچه به نظر می رسد اطرافیان و مشاوران کروبی قوی تر از سایر کاندیداها می باشند ولی نتیجه اولین مناظره به نفع رضایی بود. برنامه اقتصادی رضایی با طرح ایجاد صندوق توسعه ملی که با هدف تولید و سرمایه گذاری می باشد در مقابل طرح پرداخت ماهانه 70 هزار تومان پول نفت کروبی بسیار مدون تر و منطقی تر می باشد. وضع قانون حقوق شهروندی رضایی نیز در مقابل اجرای قوانین موجود  کروبی به نظر بهتر می آید. دولت در سایه رضایی با حضور نخبگان مخالف و موافق دولت او نیز طرحی کارآمد می تواند باشد.

تاکید کروبی به برگزاری برنامه های تلویزیونی با  حضورکارشناسان و مشاورانش نشان از این دارد که آنها بهتر از خود کروبی قادر به دفاع از برنامه های وی هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 0:26  توسط وحید گلشاییان  | 

گفتم: با رای ندادن فقط جاده را برای احمدی نژاد هموار می کنی

گفت: دلت خوشه بابا اینها همش برای اینه که من و تو بریم رای بدیم و فردا بگند 30 میلیون به جمهوری اسلامی رای دادند. این یعنی مشروعیت دادن به نظام

گفتم: انتخابات حمایت از نظام نیست، حمایت از مردم است. جوانها با این شال سبز دارند از تنها راه موجود با نظام و وضع موجود مخالفت می کنند. این مخالفت حق همه است.

گفت: همه نامزد ها جزیی از همین نظام هستند هیچ فرقی هم نمی کنه که چه کسی انتخاب بشه سگ زرد برادر شغاله

گفتم: خیلی هم فرق می کنه که کی انتخاب بشه وقتی پاتو بذاری تو سفارت یک کشور درست و حسابی اون وقت ملتفت میشی که فرق احمدی نژاد با خاتمی چیه. وقتی به عباس کیا رستمی که افتخار ملی ماست ویزا ندادند که بره لندن تا کارگردانی اپرای خودش را بکنه اون وقت می فهمی که فرق احمدی نژاد با موسوی چیه. وقتی که بزرگترین فرصت تاریخی اقتصاد ایران که فروش نفت 150 دلاری بود نه تنها از دست رفت بلکه تبدیل به یک معضل اقتصادی و تورم شد، اون وقت فرقش رو احساس می کنی. حالا نمی خوام از وضع مطبوعات و کتاب و آزادی بیان بگم...

گفت: اووووو تند نرو بابا همین احمدی نژاد خوبه که تکلیف نظام و روشن کنه. آمریکا بیاد حمله کنه ایران هم بشه بهشت

گفتم: تا وقتی که اپوزیسیون این مملکت ابراهیم یزدی و ضیا آتابای و میبدی است فکر تغییر نظام رو هم نکن. حداقل اینها این قدر سعی و خطا کرده اند که راه و چاه خیلی چیزها رو پیدا کردند. ما دنبال راه کار برای جامعه امروزمان هستیم. می خواهیم وضع از این که هست بدتر نشه. تغییر قدم به قدمه، یک شبه که همه چیز درست نمی شه. یک فضای باز سیاسی باعث میشه که بعدها قانون اساسی رو هم بتوان تغییر داد. مگه کروبی نمیگه که از برنامه هاش حذف نظارت استصوابی است؟ همین که حرفش شده یعنی تغییر ولی کم کم...

گفت: من با رای ندادنم به همه می گم که با کل این نظام مخالفم

گفتم: خسته نشی با این مبارزت. اگه مبارزه با اعتصاب غذا بود هم باز مبارزه می کردی؟ یا درد شکم بارگی راه مبارزات را عوض می کرد؟ رای ندادن خیانت است به خودت و بچه هات و ایران. خیانت است به نسل آینده

گفت : از اول که گفتم دلت خوشه من این جوری مبارزه می کنم تو هم هرچی دلت می خواد بگو

گفتم: تا وقتی که قشر تحصیل کرده و به اصطلاح روشنفکر ما شما ها هستین احمدی نژاد  هم رییس جمهورمان می شه.....از خر شیطون بیا پایین برو رای بده خودت و منو و اطرافیونتو بدبخت نکن....موسوی منتظره...

گفت: حالا ببینم چی میشه.....

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 15:8  توسط وحید گلشاییان  | 

متاسفانه این روزها افراد بسیاری را می بینیم که حاضر به رای دادن نیستند و معتقدند رای دادن یعنی تایید نظام و وضعیت فعلی. دوست عزیز هموطن رای ندادن و سکوت کردن همان است که احمدی نژاد و اطرافیان او می خواهند. ما می توانیم سرنوشت خود را تعیین کنیم به شرطی که باور داشته باشیم دموکراسی فرایندی طولانی مدت است و یک شبه بوجود نمی آید.

بیایید با رای دادن تمرین دموکراسی کنیم و استدلالهای بچه گانه را کنار بگذاریم. حماسه ی دوم خرداد را بیادبیاورد....

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 14:9  توسط وحید گلشاییان  |